تاریخ انتشار : چهارشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۸ - ۲۱:۴۴

بیایید واژه های فارسی به کار ببریم

واژه نامه (معرفی معادل فارسی کلمه های مختلف)-قسمت دوم

واژه نامه (معرفی معادل فارسی کلمه های مختلف)-قسمت دوم
یکی از بخش های ویژه در نسخه جدید تارنمای خاکریز فرهنگی وارثین، بخش واژه نامه می باشد که در آن معادل فارسی کلمه های مختلف (۵۰ کلمه در هر قسمت از مقالات)  ارائه می شود.
Share
بسم الله الرحمن الرحیم
با عرض سلام؛ ضمن تشکر از شما کاربران محترم خاکریز که با انتشار مقالات در شبکه های اجتماعی، ضمن کمک به نشر معارف اصیل اسلامی، از خاکریز فرهنگی وارثین هم حمایت(معنوی) می نمایید، از شما دعوت می کنیم با یکی دیگر از مقالات خاکریز، تا انتها همراه باشید.

با کلیک روی تصویر زیر، صفحه ویسگون خاکریز را دنبال کنید
صفحه ویسگون ما را دنبال کنید

یکی از مهمترین عناصر در حفظ فرهنگ یک کشور کلمات و عبارات یا به عبارت بهتر ادبیات آن کشور است،حفظ ادبیات شیرین فارسی وظیفه ای است که بر دوش تک تک  ما سنگینی می کند؛ از این رو یکی از بخش های ویژه در نسخه جدید تارنمای خاکریز فرهنگی وارثین، بخش واژه نامه می باشد که در آن معادل فارسی کلمه های مختلف (۵۰ کلمه در هر قسمت از مقالات)  ارائه می شود. همینک قسمت اول سری مقالات واژه نامه تقدیم حضور شما کاربران گران قدر خاکریز فرهنگی وارثین می شود.

تبلیغات میان متنی:


خرید شارژ و پرداخت قبوض + دریافت روزانه جایزه + شرکت در قرعه کشی دوره ای

در این فهرست، کلماتی که مهم تر هستند، به صورت پر رنگ نمایش داده شده اند.

  1. حامل / وکتور = بردار (ریاضی)
  2. ارتفاع نقطه از سطح = برز (ریاضی ـ هندسه)
  3. مقطع = برش (طبیعی)
  4. برف‎‏هایی که مانند دانه‎های ریز تگرگ است = پسنگک (هواشناسی)
  5. قابل فسخ = برگشت پذیر
  6. استخراج = برهیختن (زمین‎شناسی)
  7. شبنم که یخ بسته باشد = بژ
  8. فرکانس = بسامد
  9. بساوایی = لامسه (پزشکی)
  10. بساویدن = لمس کردن
  11. ضرب = بس‎شمار (ریاضی)
  12. بنچاق = بن چک در فارسی، سند را چک و اصل سند را بن‎چک گفته‎اند و بنچاق، تحریف شده‎ی بن چک است.
  13. مفصل = بند (پزشکی )
  14. مفصل کوچک دست = بندچه یا بندک (پزشکی)
  15. طبیعی = بایسته
  16. به حد وفور = فراوان
  17. بخار = دمه
  18. قابل قسمت = بخش‎پذیر
  19. تقسیم‎کردن = بخش کردن
  20. به خصوص = به ویژه
  21. دفع‎الوقت کردن = امروز و فردا کردن
  22. سوء هاضمه = بدگواری
  23. بذات = از بن
  24. براق = درخشان
  25. قلع و قمع = برانداختن
  26. به رای العین = به چشم خود
  27. انحلال = برچیدگی
  28. منحل کردن = برچیدن
  29. صورت کسر = برخه شمار (ریاضی)
  30. مخرج کسر = برخه نام (ریاضی)

برگرفته شده از: ایران بوم

Share
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

Pushe.init("0gr64yppv3wovnqg"); Pushe.subscribe(); Pushe.subscribe(options);