کد خبر : 1037
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۹ - ۳:۰۹

یادداشت محسن رضایی در مقدمه کتاب شهید سلیمانی

یادداشت محسن رضایی در مقدمه کتاب شهید سلیمانی
Share

بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام؛ ضمن تشکر از شما کاربران محترم خاکریز که با انتشار مقالات در شبکه های اجتماعی، ضمن کمک به نشر معارف اصیل اسلامی، از خاکریز فرهنگی وارثین هم حمایت(معنوی) می نمایید، از شما دعوت می کنیم با یکی دیگر از مقالات خاکریز، تا انتها همراه باشید. با کلیک روی

Share
Share
بسم الله الرحمن الرحیم
با عرض سلام؛ ضمن تشکر از شما کاربران محترم خاکریز که با انتشار مقالات در شبکه های اجتماعی، ضمن کمک به نشر معارف اصیل اسلامی، از خاکریز فرهنگی وارثین هم حمایت(معنوی) می نمایید، از شما دعوت می کنیم با یکی دیگر از مقالات خاکریز، تا انتها همراه باشید.

با کلیک روی تصویر زیر، صفحه ویسگون خاکریز را دنبال کنید
صفحه ویسگون ما را دنبال کنید

تبلیغات میان متنی:


خرید شارژ و پرداخت قبوض + دریافت روزانه جایزه + شرکت در قرعه کشی دوره ای

به گزارش گروه فرهنگی خاکریز فرهنگی وارثین، رموز فرماندهی سردار شهید حاج قاسم سلیمانی بعنوان یک سبک مدیریت اسلامی، از موضوعات مهم و قابل توجه افکارعمومی و نخبگان جهان اسلام است. اخیرا کتابی شامل مجموعه‌ای از مقالات به قلم جمعی از اساتید دانشگاه و کارشناسان علوم دفاعی و فرماندهی نظامی توسط دانشگاه جامع امام حسین (ع) تدوین و از سردار سرلشکر محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام و فرمانده کل سپاه در دوران دفاع مقدس خواسته شد مقدمه‌ای بر این کتاب بنویسند. این کتاب در آینده نزدیک روانه بازار نشر خواهد شد. در اینجا پیشگفتار کتاب به قلم محسن رضایی که ابتدا به زبان عربی در سایت حزب الله لبنان منتشر شده است تقدیم مخاطبان ارجمند می‌گردد:

«بسم الله الرحمن الرحیم

الَّذینَ جاهَدوا فینا لَنَهدِیَنَّهُم سُبُلَنا (سوره عنکبوت، آیه ۶۹)

قاسم سلیمانی، نبرد نظامی، مدیریت و فرماندهی را از دوران جوانی و در جبهه­های دفاع مقدس آغاز کرد. قبل از آن در هیچ دانشکدۀ نظامی تحصیل نکرده و هیچ دورۀ فرماندهیِ نظامی را نگذرانده بود. غالب فرماندهانِ یگان­های سپاه در دوران دفاع مقدس، همچون حاج قاسم، نبرد نظامی، مدیریت و فرماندهی را در جبهه­های دفاع مقدس فراگرفته و به فرماندهان بزرگی تبدیل شدند که مجهزترین و پرهزینه­ترین ارتش­های استکباریِ اشغالگر جهان و پیچیده­ترین سازمان­های مخوف مهاجم را در غرب آسیا، وادار به اظهار عجز کردند.

در جبهه مقابل، ژنرال­هایی از ارتش­های مجهز و مدرنِ جهان در تکاپو و تلاش بودند که بر یونیفورم نظامی شان، مدال­های رنگارنگ می­درخشید و دانش و مهارت نظامی­ را در یک بازۀ زمانی بیست ساله و با گذراندن دوره­های تخصصی در با سابقه­ترین دانشگاه­های نظامی، کسب کرده و به آخرین تکنولوژی و بالاترین بودجه­های ده­ها میلیارد دلاری متکی بودند، اما همین ژنرال­ها، در میدان عمل و در مقابل قاسم سلیمانی­ها، توانایی بسیار نازل خود را به نمایش گذاشته و به عقب رانده شدند. چرا؟ رمز این پیروزی چه بود؟

برادرم سردار سپهبد شهید قاسم سلیمانی معتقد بود علاوه بر خاطره گویی از شهدا و عملیات­های دفاع مقدس، باید به ذکر نکات آموزندۀ مدیریتی و فرماندهی دفاع مقدس بپردازیم و این مهم را یکبار در مراسم افطاری فرماندهان که همه ساله افتخار میزبانی آن را دارم، مطرح کرد و تأکید نمود خوبست علاوه بر یادآوری خاطرات جبهه­ها، این جلسات را به بحث درباره اصول مدیریت جهادی دفاع مقدس ارتقا دهیم، که متعاقب آن برادرم سردار سرلشکر رشید، سخنان عمیق، متین و مشروحی را در این زمینه در مراسم افطار فرماندهان ارائه کرد که در جای خود خواندنی است. در اینجا با استفاده از فرصت، بحثی را پیرامون رابطه متقابل قاسم سلیمانی و دفاع مقدس مطرح می­کنم؛ بدان امید که روح آن شهید والا مقام نظاره­گر این بحث باشد و مکمل آن.

بخش عمده­ای از موفقیتِ روزافزون دفاعی و امنیتی انقلاب اسلامی و نظام مقدس و مردمی جمهوری اسلامی ایران، مرهون رهیافت خاص مدیریت سرمایه انسانی در دفاع مقدس است. قاسم سلیمانی بار‌ها می­گفت: “هر چه دارم از دوران دفاع مقدس است” و می­دانیم که دوران دفاع مقدس هم، هر چه دارد از قاسم سلیمانی­ها است و رمز موفقیت، دقیقاً در همین ارتباط دو طرفه است.

در مکتب مدیریتی انقلاب و دفاع مقدس، “یادگیری جمعی هوشمند” توأم با “آموزش دوجانبه یا آموزش متقابل”، سبب شد تا جبهه­های دفاع مقدس به یک دانشگاه جامع، تبدیل شود. امام خمینی و امام خامنه­ای، بار‌ها این ویژگیِ تربیتی جبهه­ها را مورد تأکید قرار داده­اند و لازم است توجه پژوهشگران و محققان دانشگاه­های مختلف و بویژه دانشگاه جامع امام حسین (ع) به این مهم معطوف شود و مطالعات عمیقی در این حوزه صورت گیرد.

منظور از “یادگیری جمعی هوشمند” در دفاع مقدس، عبور از یاددهی به یادگیری، عبور از آموزش انفرادی به آموزش جمعی، عبور از آموزش یکسویه به آموزش دوجانبه یا متقابل، عبور از آموزش مقطعی به آموزش مستمر و عبور از آموزش ایستا به آموزش پویا، منعطف و مولد است.

در واقع آن پدیده شگفت­انگیز و معجزۀ الهی – انسانی و موهبت الهام گونه که در سایه ولایت و برکت جهاد و شهادت در جبهه­ها شکل گرفت و ما آن را “یادگیری جمعی هوشمند” یا به تعبیر قرآنی در سورۀ مبارکۀ عصر، ” تواصی” می­نامیم، یک طیف متنوع از رویکرد‌ها و فعالیت­هایی است که انواع انگیزه­های رقابتی را به تعاون و همکاری تبدیل نموده و این تعاون و همکاری را در مسیر رشد و بالندگی و مهارت­های فردی و جمعی، تکامل داده و بکار می­گیرد.

“یادگیری متقابل” در دفاع مقدس، عمدتا در دو قالب دیده می‌شود:

۱- یادگیری متقابل بین رده‌های پایین و بالا:

در این نوع یادگیری، فرمانده گردان با فرمانده لشکر، فرمانده لشکر با فرمانده قرارگاه، فرماندهان قرارگاه‌ها با فرمانده کل سپاه در پیوند متقابل بودند و از یکدیگر می‌آموختند و دانش و تجربه خود را به یکدیگر منتقل می‌کردند. در سپاه، سلسله مراتب فرماندهی، یک جاده یکطرفه نبود. هیچ عملیاتی نبوده که بعنوان فرمانده کل سپاه با فرمانده گردان‌های لشگر‌ها جلسه نگذاشته باشم و یاد نداده و یاد نگرفته باشم و هیچ عملیاتی نبوده که قاسم سلیمانی و دیگر فرماندهان لشگر‌ها تا آخرین رده یعنی فرمانده گروهان و حتی فرمانده دسته یادگیری متقابل را دنبال نکرده باشند.

۲- یادگیری متقابل بین رده‌های همعرض:

در این نوع یادگیری، فرماندهان همعرض مثلا فرماندهان قرارگاه‌ها با یکدیگر و یا فرماندهان لشگر‌ها با یکدیگر، نظام یادگیری متقابل را به کار می‌گرفتند.

در مجموع، “یادگیری جمعی هوشمند”، با بکارگیری نظام­مند و خلاقانۀ مجموعه­ای از رویه­ها، مناسک، فرایند‌ها و دستورالعمل­های فردی و گروهی تحقق می­یابد به گونه­ای که در عین حفظ سلسله مراتب فرماندهی، همه از یکدیگر می­آموزند و به این ترتیب “تدریس معلم محور و کلاس محور” کنار رفته و در این دانشگاه جامع، همۀ افراد در هر زمان و مکان، هم، معلم هستند هم متعلم؛ هم مدرس هستند و هم جوینده دانش.

گام بعدی و مهمتر از تحقق “یادگیری جمعی هوشمند” در دفاع مقدس، فراتر رفتن این یادگیری از یک زمان خاص به یک واقعیت مستمر و معطوف به آینده (با توانایی تولید تغییر، انعطاف و ساختن آینده) است و دقیقاً در همین نقطه است که قدرت نرم تولید می­شود. قدرت نرم انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران در ابعاد نظامی و امنیتی، همین توان انعطاف و تولید تغییر است که توانسته خود را در معادلات آسیای جنوب غربی، ثابت کند. برخی صاحبنظران، انسان­ها را در برابر تغییر، به چهار گروه تقسیم می­کنند: ۱- تغییر را می­سازند، ۲- تغییر را پیش­بینی می­کنند، ۳- با تغییر، تغییر می­کنند، ۴- در برابر تغییر، مقاومت می­کنند. قدرت نرمِ دانش آموختگان مکتب دفاع مقدس، که منطقه را تحت تاثیر اراده و عمل خود قرار داده­اند، همین فراتر رفتن از گزینه ۳ به ۲ و صعود از گزینه ۲ به ۱ و دستیابی به تواناییِ تولید تغییر و مدیریت آن و بالنتیجه، ساختن آینده است.

یادگیری جمعی در دفاع مقدس، از دو ویژگی مهم برخوردار است: “انسان تجربه پذیر” و “سیستم آموزشی تغییر پذیر”. به این ترتیب، یک انعطافِ خلاقانه در فرد و گروه، نهادینه می­شود بطوری که به سرعت و دقت می­تواند خود را در تجربه­های متفاوت بعدی، بازتولید نموده، نه تنها کیفیت خود را حفظ کند بلکه کیفیت را بصورت مستمر و جهشی، ارتقاء بخشد و به یک “توانایی جهش” دست یابد که این “توانایی جهش” از پیش­نیاز‌های تمدن سازی است.

در اینجا مناسب است به ذکر نمونه­ای از مصادیق فراوان در این خصوص، اشاره کنم:

پاییز سال ۱۳۶۳ و در بحبوحۀ دفاع مقدس، ایران با بحران هواپیماربایی مواجه بود، شبی در دیماه ۱۳۶۳، حاج احمد آقا، تلفنی تماس گرفتند. اینجانب و فرماندهان عملیاتی در منطقه جنوب و در حال آماده سازی عملیات بدر بودیم. ایشان گفتند امام فرمودند: سپاه، سریعاً در فرودگاه­ها و هواپیما‌ها مستقر شود و امنیت پرواز‌ها را برقرار کند.

طبیعی است که سپاه، فاقد هر گونه تجربه در خصوص استقرار نیروی مسلح در پرواز‌ها بود و این در حالیست که حفاظت و امنیت پرواز، مستلزم آموزش، تخصص دقیق و پیچیده­ای در صنعت هوانوردی است.

اما انعطاف سازمان سپاه و تواناییِ فرزندان انقلاب، بگونه­ای بود که بلافاصله سپاه این مأموریت را به اجرا گذاشت و با سرعت و دقت، خود را با این محیط و مأموریت جدید و متفاوت، منطبق کرد و با استقرار نیرو در فرودگاه­ها و پرواز‌ها با نازل­ترین امکانات و کمترین زمان ممکن، به چنان موفقیتی دست یافت که تا کنون ده­ها عملیات هواپیماربائی را خنثی کرده و طی این ۳۶ سال، در این مأموریت، صد در صد موفق بوده است.

به هر حال، در نتیجۀ همین “فرهنگ یادگیری جمعی هوشمند” است که ظرفیت و کارآیی قاسم سلیمانی­ها در عملیات فتح­المبین، فراتر از طریق­القدس ظهور می­یابد و در عملیات بیت­المقدس، فراتر از فتح­المبین به فعلیت می­رسد و در والفجر ۸ و کربلای ۵، شاهد بروز عینی توانمندی تکامل یافتۀ آنان هستیم. قاسم عزیز ما پس از پایان جنگ، در فرماندهی قرارگاه جنوب شرق کشور، ناامنی و شرارت که از سیستان و بلوچستان تا نزدیکی سیرجان رسیده بود را با کمترین هزینه و با بکارگیری بهینۀ نیرو‌ها و مشارکت مردم منطقه، حل می­کند، در جنگ ۳۳ روزه با رژیم صهیونیستی در کنار فرماندهان غیور و شجاع حزب ا… و با بکارگیری خلاقانه تجارب دفاع مقدس می­درخشد و در نبرد با داعش، برپایه به کارگیری هوشمندانه و جهش زای تجربه­های دفاع مقدس به پیروزی می­رسد. این واقعیات، مصداق بارزی از بیان ماندگار جملۀ امام خمینی است که فرمود: “ما در جنگ، انقلاب­مان را به جهان صادر کردیم” و نیز درکی از راز جملات امام خامنه­ای در “بیانیه گام دوم انقلاب” مبنی­بر “تلاش در جهت تحقق تمدن نوین اسلامی” است.

این “اثر متقابل” که خمیر مایۀ “رشد متقابل” یا “سازندگی متقابل” در فرماندهان و رزمندگان دفاع مقدس است، نه فقط بین رزمندگان و صحنۀ جهاد و بلکه در تعاملات بین دو یا چند نفر از فرماندهان با یکدیگر نیز تأثیری بسزا داشته است.

هر یک از فرماندهان دفاع مقدس به دلیل مشارکت فعال و ابتکاری در صحنه جهاد، ضمن برخورداری از “اصول مشترک مکتب مدیریت جهادی” از ویژگی­های اختصاصی متفاوتی نیز برخوردار بودند. در واقع، مکتب مدیریت جهادی دفاع مقدس، در هر یک از فرماندهان برجستۀ صحنۀ جنگ، متناسب با ویژگیِ هر فرمانده، ظهور و بروز می­یافت. مدیریت جهادیِ حاج قاسم، یکی از الگو‌های موفق مکتب مدیریت جهادی دفاع مقدس است که بیشترین ویژگی­های مثبت مدیریت جهادی در آن هویداست. قاسم سلیمانی علاوه بر پیروزی در صحنه­های جهاد نظامی که مستلزم اقناع نیرو‌های تحت امر و ایجاد هماهنگی در جبهۀ خودی است، در فرصتی که برای او پدید می­آید در جهاد سیاسی و گفتگو‌های سیاسی، نظامی که مستلزم اقناع و نمایش همگرایی و جلب همراستایی رهبران سیاسی جهان است نیز توانایی خود را نشان می­دهد و می­بینیم که در گفتگو با رهبرانی همچون پوتین، اردوغان، بشار اسد و …، توفیق می­یابد.

با بررسی اثر متقابل قاسم سلیمانی­ها و دفاع مقدس، به نظر می­رسد دفاع هشت سالۀ ما، تابلوی زیبائی از فرمایش پیامبر اسلام (ص) است که فرمود: “کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته”؛ ما به یکدیگر می­آموختیم و از یکدیگر یاد می­گرفتیم؛ در حقیقت، ما یکدیگر را می­ساختیم. این چنین است که می­گوئیم قاسم سلیمانی، هم تربیت شدۀ دفاع مقدس و هم یکی از مربیان دفاع مقدس است. او در دفاع مقدس از طرفی، ایفای نقش می­کند و از سوی دیگر، به طراحی نقش­ می‌پردازد. حاج قاسم، بار‌ها آرزوی شهادت می­کرد و حقّاً خداوند، مجاهدات او را با شهادتش، ارج نهاد.

در پایان به ارواح تابناک قاطبه شهدای جهان اسلام بویژه شهدای دفاع مقدس و جبهه مقاومت و علی الخصوص سردار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی و شهید والامقام ابومهدی المهندس و همراهانشان درود می‌فرستم؛ و امیدوارم نسل جوان ما، با مطالعۀ این کتاب ارزشمند که به کوششِ شایان تقدیر برادرانم در دانشگاه امام حسین (ع) تهیه شده، با رمز و راز مجاهدات و توفیقات حاج قاسم آشنا شوند و آن را در عمل به کار گیرند؛ و من ا… التوفیق

محسن رضایی»


بازنشر از خاکریز فرهنگی وارثین

Share
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

Pushe.init("0gr64yppv3wovnqg"); Pushe.subscribe(); Pushe.subscribe(options);